
خوب اینکه از یه کشوری بری یه کشور دیگه خیلی چیز عجیبی نیست...تازه عادی هم هست... اینکه از کشور خودت هیچ اثری هم هیچ جا نبینی بازم خیلی عجیب نیست....
عجیب وقتی میشه که این بانو تیتر خبر ساز درمورد مملکت ما باشه....پوستر های بزرگ تو خیلی از کیوسک های روزنامه فروشی... نمیدونم چه کار کرده یا قراره بکنه اما..... اصلا حقی در مورد مملکت ما داره یا نه.... متاسفانه دیر یادم افتاد که کاش روزنامه رو میخریدم و یه فرانسوی دان پیدا میکردم که بگه چه گلی به سر کی زده که باعث شده عکسش معرف مملکت ما باشه.... ببین دیگه آش چقدر شوره که دکتر هم از تیتر ها جاش رو به ایشون داده....
به هر حال.... هنوز هیچی نشده و هیچ پستی نذاشته و هیچ شیطنتی مرتکب نشده دوباره دردسر شروع شد و چه دردسری بدتر از شروع کردن سال جدید با امتحان. از این بدتر هم میشه؟ خلاصه که اینجوری...
اما قسمت سکته دارش اینه که امروز صبح با خبر رد شدن دوستان و همکلاسی ها شروع شد. همون درسی که امتحانش نصف شب برگزار شد و نتیجه مستقیمش این بود که ساعت ۲ صبح رسیدم خونه و از این حرفها...
خلاصه که همین جوری هی خلق الله زنگ میزدن که فلانی رد شد و این رد شد و اون رد شد و تو چه کردی و منم میگفتم نمیدونم. جرات نمیکنم ایمیلم رو چک کنم. یکی نبود بگه حالا به من چه؟ چرا به من زنگ میزنین بگین؟
و خلاصه که ...دیدم اینجوری نمیشه و تمرکز و همه چی تعطیل و خلاصه نتیجه اخلاقی ماجرا این شد که: ۶ واحد درس حقوق اتحادیه اروپا رو پاس کردم با نمره ۶. یعنی شدیدا به ناپلئون بناپارت عزیز که خدا روحش رو قرین رحمت کنه فرمودم زکی..... اما کی به کیه..... مهم اینه که قبول شدم. راستی زود زود یه عالمه پست میذارم از گردش اخیر در مملکت فرانک ها...........
اما خوب دارم میرم تعطیلات....
مولن روژ و کن کن و نتردام و داوینچی...... و البته french kiss !!!!!!!!!!!!!!!![]()