
در عین حال خوب جام حذفی رو هم بردیم و خیلی هم شیک و خوشگل و ناز و مامانی و با پرستیژ بالا و غیره و غیره. در هر حال بالا بری ، پائین بیای:
"آبیته"
دو تا دزد حرفه ای و خیلی خیلی سابقه دار تصمیم میگیرن برن دزدی. از اونجائی که نمیخواستن مچشون گیر بیافته و میخواستند برای خودشون شاهد بتراشن که در زمان دزدی هر جائی بودند غیر از محل ارتکاب سرقت ، تصمیم میگیرند که یه جورائی یه کاری بکنند که جلب توجه کنه. پس بعد از دزدی میرن تو میدون بزرگ شهر. یکیشون شلوارش رو میکشه پائین و جلوی همه عالم و آدم یه رقص شکم درست و حسابی میکنه و یکی دیگشون هم میره سراغ چند تا پیرزن و یکی یکی لب همشون رو میبوسه.... مسلما وقتی پلیس ازشون در مورد اینکه زمان وقوع سرقت کجا بودن بازجوئی میکنه ، اندازه یه لشگر آدم وجود داشتن که توضیح بدن این دو تا کجا بودن....
حالا شده داستان ما.... باید دید اصل کار کجاست و چه اتفاقی داره میافته که برای رفع جلب نظر ها ، جناب پ عضو محترم کمیسیون تحقیق و تفحص مجلس علم شده و داستان اعتراض دانشجوهای همدان خیلی خوب و خوش و بدون هیچ مشکلی حل و فصل شد و البته داستان مهلت ازدواج فی الفور مجرد ها علم شد!!!
اصل ماجرا.... در جریان آب بازی های اون چند روز تعطیلی من و پروشات خونمون.... یکی از همسایه ها اومده بود و طی راهنمائی های مفصلی میگفت: در رایزر رو باز بذار که این رطوبتش خشک بشه و باعث پوسیدن بقیه لوله ها نشه... و از اونجائی که وضعیت من با کلا هر موجودی که بیشتر از چهارتا پا داشته باشه یا وزنش کمتر از ۱ کیلو باشه دقیقا به قاعده جن و بسم الله است و یا حتی بدتر... خیلی طبیعی گفتم وای نه تو رو خدا. چیزی نمیاد تو خونه؟ ( مسلما منطور این بود که آیا این رطوبت باعث فرار سوسک و جک و جونور های دیگه به خونه نمیشه؟) و ایشون هم خیلی جدی گفتند:
چرا. پلنگ صورتی میاد. شرک میاد!!!
ببین تو رو خدا چطور احساسات من رو مسخره میکنند؟
اینم برنامه کاری بنده در این چند روز تعطیلی:
سه شنبه..... خانواده ساعت ۸ تشریف بردند..... ساعت ۱۰ ما برای دوستان وضعیت سفید اعلام کردیم که منزل خالی است بشتابید. شب هم بعد از شام تشریف بردم منزلشان برای خسبیدن
چهارشنبه.... صبح رجعت کردیم به منزل و درس خواندیم تا ساعت ۹ شب که دوباره تشریف بردیم منزل دوستان جهت خسبیدن.
پنج شنبه..... با یکی از دوستان آمدیم منزل صبح... دیدیم منزل را آب برده.... سر گرم آب بازی شدیم!!! تا ساعت ۵ که رفتیم دوست از سفر آمده ای را در هتل لاله ببینیم و بعد با دوستان رفتیم سپه سالار که ما کفش بخریم. دوستان خریدند. ما هم دست از پا درازتر مراجهت کردیم خانه دوستان برای شام و خسبیدن.
جمعه......آمدیم خانه از بهر مهیا کردن مقدمات خوش آمد گوئی به خانواده از سفر برگشته و البته درس خواندن....
There are those who think that love comes with a lifetime guarantee,
But we know from those around us, that this may not always be,
It's the simple things that come between a father and a son,
But when they try to talk, the knives are out before they have begun;
Well that was me, and I have seen the light that shines for eternity,
Because I learned to say the words “I love you;”
So many hearts have been broken by the lies of history,
And so many arms are still open for that final mystery;
We must show respect for all the rest, and what a man believes,
And the one who died upon the cross, well he is the one for me,
And he said “Come with me and you will see the light that shines
For eternity, be strong and learn to say the words “I love you;”
And this endless road that we are on just keeps on going round,
But there's one destination that always is here to be found;
So come with me, and you will see the light that shines for eternity,
Be strong and learn to say the words “I love you,”
Be strong and learn to say the words “I love you,” the words “I love you,”
The words “I love you,” the words “I love you.”
از اونجائی که ما خیلی انسان های عرضه مندی ( به ضم عین و نه فتح اون البته) هستیم. و در راستای اینکه شدیدا جنبه انجام کلیه اعمال خلاف بالای ۶ سال و زیر ۲۰ سال رو داریم امشب هم جون عمه جون کوچیکم ( از اونجائی که بقیه عمه دارند ، اونها رو هم حواله میدیم به عمه جون بزرگه ام ) قراره جمع شیم و رابین پود ببینیم. از همین مکان رفیع و استراتژیک کلیه خلاف کاران عزیز رو هم به این محفل گرم و صمیمی دعوت میکنم.
اولا- از آوردن اطفال بالای ۲۰ سال خودداری فرمائید. ارائه گواهی جنون اعم از ادواری و یا غیر ادواری به تاریخ روز از پزشکی قانونی الزامی است.
ثانیا و رابعا و خامسا رو خودتون در نظر بگیرید.
مکان: نه دیگه. اگه شما شوالیه اید و دور میز گرد یا مستطیل یا مثلث میشینید خودتون باید جاش رو بلد باشید. اسم رمز هم نداریم..... چون اگه خودتون رو رسوندین اونقته که معلوم میشه چند مرده حلاجین...
بعد از :
"!!!CUBA"
سلیم خان دوری و دوستی اینجا دیگه جواب نمیده ...
و البته Satis عزیز که همیشه هست برای گفتن hi baby girl
دادسرا-------> زندان اوین--------> قرار وثیقه ۷۰ میلیارد تومانی----> ۷ میلیارد تومان------> ۴۰ میلیارد
البته کل این پروسه شیرین تا الان یه هفته طول کشیده و این یعنی یه زمین خوردن حسابی به همراه یه عالمه نگرانی و اعصاب خوردی برای ماهائی که این بیرونیم......
به قول جان کوچولو تو رابین هود----> عجب شیر تو شیری شده!!!
باز من قرار شد مثلا جون عمه جون وسطیم درس بخونم!!!